ال‌کلاسیکو؛ سند بازگشت آقای خاص به بالاترین سطح رقابت

ال‌کلاسیکو؛ سند بازگشت آقای خاص به بالاترین سطح رقابت

  • ۱۹ دقیقه مطالعه
  • بازدید:
    283

ریش‌سفید مادرید دوئل ال‌کلاسیکو ۲۰۲۶ را از فلیک برد.

اکتبر ۲۰۲۶، روزی ویژه برای هواداران رئال مادرید بود. تیم ژوزه مورینیو در نیوکمپ بارسلونای هانسی فلیک را با نتیجه ۲ بر ۱ شکست داد؛ تیمی که تا پیش از این مسابقه، نه‌تنها در لالیگا شروعی بی‌نقص داشت، بلکه بیش از یک سال بود در خانه شکست نخورده بود. رئال با این پیروزی به رکوردهای بارسلونا پایان داد، اما ارزش این برد فراتر از سه امتیاز و شکستن چند آمار تاریخی بود.

این مسابقه فرصتی بود تا مورینیو بار دیگر توانایی‌هایش را در بالاترین سطح فوتبال اروپا به نمایش بگذارد؛ مربی‌ای که در دوران حضور قبلی‌اش در مادرید، بالاخره راه رقابت با بارسلونای پپ گواردیولا را پیدا کرده بود و حالا مقابل تیمی قرار داشت که با وجود تفاوت‌هایش با بارسای آن دوران، همچنان بسیاری از رقبا را به سادگی از دم تیغ می گذراند.

برای درک ارزش کار مورینیو، باید ابتدا به تیمی نگاه کنیم که او در نیوکمپ شکست داد؛ بارسلونایی که در ماه‌های گذشته به یکی از آماده‌ترین تیم‌های اروپا تبدیل شده بود. سپس باید دید چرا مربیان قبلی رئال در برابر فلیک به مشکل خورده بودند، مورینیو چه تغییراتی در ساختار تیمش ایجاد کرد و چگونه توانست بازیکنانش را برای یکی از دشوارترین مسابقه‌های فصل آماده کند.

Mourinho and Flick at Spotify Camp Nou مورینیو و فلیک در نیوکمپ اسپاتیفای

فلیک قلعه تسخیرناپذیر خودش را داشت

۵۲۵ روز؛ این مدت زمانی بود که از آخرین شکست خانگی بارسلونا در لالیگا می‌گذشت. آخرین بار، شاگردان هانسی فلیک در هفته پایانی فصل ۲۰۲۴–۲۵ در دیداری تشریفاتی با نتیجه ۳ بر ۲ مقابل ویارئال شکست خورده بودند. از آن زمان، چه مونجوییک و چه نیوکمپ برای تیم‌های لالیگایی تبدیل به یک شکنجه‌گاه شده بود.

شروع فصل جدید نیز نشان می‌داد که روند موفقیت‌های فلیک قرار نیست به این زودی‌ها متوقف شود. بارسلونا در ۹ مسابقه ابتدایی لالیگا به ۹ پیروزی رسید؛ شروعی که با بهترین رکوردهای تاریخ این باشگاه برابری می‌کرد و یادآور شروع قدرتمند رئال مادرید در سال ۱۹۶۸ بود. نکته مهم‌تر آن‌که بارسلونا در تمام این ۹ مسابقه دست‌کم دو گل به ثمر رسانده بود.

تیم فلیک فقط برنده نمی‌شد؛ با اعتمادبه‌نفس بازی می‌کرد، گل می‌زد و حریفان را زیر فشار قرار می‌داد. شکست دادن چنین تیمی، آن هم در خانه‌اش، به‌مراتب دشوارتر از پیروزی مقابل تیمی بود که هنوز در حال پیدا کردن هویت خود است.

با این حال، رکوردهای بارسلونا تنها بخشی از ماجرا بودند. فلیک پیش از این ال‌کلاسیکو، در هفت رویارویی قبلی خود با رئال مادرید شش بار به پیروزی رسیده بود. آنچلوتی، ژابی آلونسو و آربلوا در این مدت برای پیدا کردن راهی جهت متوقف کردن بارسلونای او با چالش روبه‌رو شده بودند و تنها ژابی آلونسو توانسته بود یک بار فلیک را شکست دهد.

Flick Beat Ancelotti’s Real Madrid in His First El Clasico فلیک در اولین ال کلاسیکو رئال مادرید آنچلوتی را شکست داد

به بیان دیگر، مورینیو مقابل تیمی قرار گرفته بود که نه‌تنها در خانه شکست نمی‌خورد، بلکه در رویارویی‌های مستقیم نیز دست بالا را داشت. برای پایان دادن به این روند، صرفاً داشتن بازیکنان باکیفیت کافی نبود؛ رئال به مربی‌ای نیاز داشت که هم مشکلات تیم خودش را بشناسد و هم برای مقابله با ویژگی‌های حریف برنامه داشته باشد.

مورینیو در نیوکمپ هر دو کار را انجام داد.

هدف‌گذاری مورینیو بر روی ال‌کلاسیکو

برای مورینیو، ساختن یک تیم رقابتی به معنای جمع کردن تعدادی از ستاره‌های فوتبال نبود. او باید ترکیبی می‌ساخت که بتواند در مسابقه‌های بزرگ، مقابل حریفانی با سبک‌های متفاوت، عملکردی قابل اتکا داشته باشد. به همین دلیل، بررسی خریدهای رئال مادرید در دوره او فقط از زاویه نام بازیکنان یا مبلغ انتقالشان کافی نیست؛ این خریدها باید در کنار مشکلاتی دیده شوند که تیم در فصل‌های گذشته با آن‌ها روبه‌رو بود.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، وضعیت دو سمت خط دفاعی بود. رئال در فاصله حدود یک سال، چهار فولبک جدید به ترکیب خود اضافه کرد: ابتدا ترنت الکساندر آرنولد و آلوارو کرراس و سپس مارک کوکوریا و دنزل دومفریس. جذب چهار بازیکن برای دو سمت خط دفاعی، نشان می‌داد که مورینیو قصد دارد این بخش از تیم را به‌طور جدی بازسازی کند.

چنین تصمیمی را نمی‌توان صرفاً واکنشی به یک مسابقه دانست. در فوتبال امروز، فولبک‌ها فقط وظیفه دفاع از کناره‌ها را ندارند؛ آن‌ها باید در ساخت بازی، حمایت از بازیکنان هجومی و کنترل وینگرهای حریف نیز نقش داشته باشند. مورینیو به دنبال مجموعه‌ای از گزینه‌ها بود که بتوانند با توجه به شرایط هر مسابقه، به تیم کمک کنند. ال‌کلاسیکو یکی از مهم‌ترین آزمون‌های همین برنامه بود.

در خط حمله نیز یان دیومانده جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. خرید ۱۴۰ میلیون یورویی رئال می‌توانست علاوه بر تقویت سمت راست، رقابت در خط حمله را افزایش دهد و امکان چرخش بیشتری در اختیار مورینیو بگذارد. حضور او به معنای محدود کردن جایگاه وینیسیوس جونیور نبود، بلکه قرار بود دست مربی را برای انتخاب ترکیب مناسب‌تر باز کند؛ گرچه که به نظر می‌رسید غیبت وینیسیوس از نظر روانی تاثیرات مثبتی بر روی بازیکنان هجومی رئال گذاشته بود. 

آمادگی دیومانده نیز به کمک او آمد. این بازیکن در چهار مسابقه پیش از ال‌کلاسیکو مقابل ویارئال، رم، سویا و لایپزیگ سه گل و سه پاس گل ثبت کرده بود. با توجه به محرومیت چهار جلسه‌ای وینیسیوس پس از اخراج مقابل ویارئال، فرصت بیشتری برای حضور در ترکیب اصلی پیدا کرد و توانست در یکی از مهم‌ترین بازی‌های فصل به تیم کمک کند.

در میانه میدان، شرایط کمی متفاوت بود. مورینیو تلاش کرده بود رودری را جذب کند، اما این انتقال به نتیجه نرسید. برناردو سیلوا نیز از گزینه‌های مورد علاقه او بود؛ بازیکنی که می‌توانست در کنار شوامنی، ویژگی‌هایی متفاوت به خط میانی رئال اضافه کند.

Bernardo Silva and Mourinho During El Clásico at Spotify Camp Nou برناردو سیلوا و مورینیو در جریان ال کلاسیکو در نیوکمپ

مسابقه مقابل اتلتیکو مادرید در هفته هفتم لالیگا، با شکست ۲ بر ۱ رئال، به مورینیو نشان داده بود که زوج والورده و شوامنی در میانه میدان الزاماً همان ترکیبی نیست که او برای تمام مسابقه‌ها در نظر دارد. با این حال، کنار گذاشتن والورده نیز تصمیم ساده‌ای نبود. او به‌واسطه تجربه، توانایی‌های فنی، روحیه رهبری و شناختش از فوتبال رئال، مهره‌ای ارزشمند برای تیم به شمار می‌رفت.

راه‌حل مورینیو این بود که به‌جای حذف والورده از ترکیب، از او در سمت راست خط دفاعی استفاده کند و برناردو سیلوا را کنار شوامنی قرار دهد. به این ترتیب، رئال می‌توانست هم از ویژگی‌های والورده بهره ببرد و هم با حضور برناردو، گزینه متفاوتی برای گردش توپ و عبور از فشار حریف داشته باشد.

این تصمیم‌ها نشان می‌دادند که مورینیو به دنبال ساختن ترکیبی ثابت و تغییرناپذیر نیست. او می‌خواست از توانایی‌های هر بازیکن در جایگاهی استفاده کند که بیشترین کمک را به تیم می‌رساند. همین انعطاف‌پذیری، در مسابقه‌ای مانند ال‌کلاسیکو اهمیت زیادی پیدا کرد.

مورینیو راز شکست بارسا را می‌دانست

مورینیو در نخستین دوره حضورش در رئال مادرید، تجربه رقابت با یکی از بهترین تیم‌های تاریخ بارسلونا را داشت. او به‌خوبی می‌دانست که برای شکست دادن تیمی با چنین کیفیتی، نمی‌توان صرفاً به نام بازیکنان یا برتری فردی آن‌ها تکیه کرد. باید نقاط قوت حریف را شناخت، از تکرار اشتباهات جلوگیری کرد و برای لحظه‌هایی که می‌توان به آن ضربه زد، آماده بود.

در سه ال‌کلاسیکوی پایانی مورینیو در دوره نخست حضورش در رئال، این تیم نه‌تنها شکست نخورد، بلکه دو بار نیز به پیروزی رسید. این سابقه، تصویری از مربی‌ای ارائه می‌کرد که در جریان رقابت با بارسلونا توانسته بود راه‌های مقابله با این تیم را پیدا کند.

حالا بیش از یک دهه گذشته بود و حریف او هانسی فلیک بود، نه پپ گواردیولا. با این حال، بخشی از مسئله همچنان پابرجا بود: بارسلونا تیمی هجومی بود که با بالا بردن خط دفاعی و فشار بر حریف، می‌توانست مسابقه را تحت کنترل بگیرد؛ اما همین رویکرد، در شرایطی خاص، فضاهایی در اختیار رقیب قرار می‌داد.

مورینیو برای شناخت این نقاط ضعف، فقط به سابقه رویارویی‌هایش با بارسلونا اکتفا نکرده بود. دو شکست اخیر این تیم مقابل پاری‌سن‌ژرمن نیز می‌توانستند اطلاعات مهمی در اختیار او قرار دهند.

بارسلونا در اول اکتبر ۲۰۲۵، در خانه مقابل پاری‌سن‌ژرمن با نتیجه ۲ بر ۱ شکست خورد. تیم فرانسوی پس از دریافت گل نخست، به مسابقه برگشت و در نهایت با گل دقیقه ۹۰ گونسالو راموس پیروز شد. آن مسابقه نشان داد که حتی وقتی بارسلونا کنترل بخش‌هایی از بازی را در اختیار دارد، حریف می‌تواند با استفاده از فضاهای پشت خط دفاعی و حمله در زمان مناسب، نتیجه را تغییر دهد.

Barcelona’s Defeat to PSG in the 2025 Champions League شکست بارسلونا مقابل پی اس جی در چمپیونزلیگ ۲۰۲۵

یک سال بعد، پاری‌سن‌ژرمن بار دیگر بارسلونا را شکست داد؛ این بار با نتیجه ۴ بر ۲. تعداد بالای شوت‌های تیم فرانسوی و برتری آن در شوت‌های داخل چارچوب، نشان می‌داد که بارسلونا در برابر فشار هجومی حریف مشکلاتی جدی داشته است.

البته دو مسابقه دقیقا شبیه یکدیگر نبودند، اما هر دو یادآور یک نکته بودند: برای آسیب زدن به بارسلونای فلیک، باید از لحظه‌هایی استفاده کرد که تیم در حال حمله است، خط دفاعی‌اش فضای بیشتری در اختیار حریف می‌گذارد و بازگشت به آرایش دفاعی دشوارتر می‌شود.

این مسئله در دقایق پایانی می‌توانست اهمیت بیشتری پیدا کند. در هر دو تقابل قبلی بارسا مقابل پاریس، تیم انریکه توانسته بود در ۱۰ دقیقه پایانی، تیر خلاص را بر پیکره بارسا روانه کند. برای تیمی با شرایط بارسلونا که بازیکنانش در طول بازی بارها برای پرس کردن و یا تنظیم خط آفساید استارت می‌زنند، رسیدن به دقایق پایانی بدون اطمینان از پیروزی می‌تواند خطرناک باشد. با گذشت زمان، خستگی بازیکنان افزایش می‌یابد، تمرکز کاهش پیدا می‌کند و تیمی که برای رسیدن به گل جلو کشیده است، ممکن است در برابر ضدحملات آسیب‌پذیرتر شود. مورینیو به‌خوبی می‌دانست که در چنین شرایطی، داشتن بازیکنانی مانند امباپه، بلینگهام و گولر می‌تواند سرنوشت مسابقه را تغییر دهد.

گل پیروزی رئال در دقایق پایانی، نمونه‌ای از استفاده از همین فرصت بود. اما آنچه این گل را ممکن کرد، تنها کیفیت فردی بازیکنان نبود؛ رئال باید تا آن لحظه در مسابقه باقی می‌ماند، فشار بارسلونا را تحمل می‌کرد و از نظر ذهنی آماده استفاده از فرصت نهایی می‌بود.

مورینیو بار دیگر نشان داد که شکست دادن بارسلونا فقط به حمله کردن مربوط نیست. گاهی برای پیروزی در چنین مسابقه‌ای، باید صبور بود، در دفاع منظم باقی ماند و تا آخرین لحظه به برنامه پایبند ماند.

دفاع؛ جایی که مورینیو تیمش را متحد کرد

اگر گل‌های امباپه مهم‌ترین بخش داستان پیروزی رئال مادرید بودند، نباید از عملکرد دفاعی تیم غافل شد. بارسلونا با ۶۲ درصد مالکیت توپ و ۱۸ شوت، از نظر آماری تیمی بود که بیشتر حمله کرد. رئال تنها ۳۸ درصد مالکیت توپ داشت و ۱۰ بار به سمت دروازه حریف شوت زد. با این حال، نتیجه نشان داد که برتری در مالکیت توپ الزاماً به معنای کنترل کامل مسابقه نیست.

تفاوت مهم، در میزان مشارکت بازیکنان رئال در کارهای دفاعی بود. مورینیو تیمی را به میدان فرستاد که در آن وظیفه دفاع کردن به چند مدافع محدود نمی‌شد. بازیکنان هجومی نیز در زمان از دست رفتن توپ به تیم کمک می‌کردند و برای بازپس‌گیری توپ یا بستن مسیرهای حمله حریف عقب می‌آمدند. حتی بازیکنانی مانند امباپه و بلینگهام نیز در این مسئولیت مشارکت داشتند. جود بلینگهام با ثبت ۱۳ دوئل موفق، از مجموع تمامی بازیکنان خط میانی بارسلونا دوئل‌های بیشتری را برنده شد.

رئال در این مسابقه ۲۳ تکل ثبت کرد و بازیکنانش بارها برای قطع توپ، بستن مسیر حرکت حریف و جلوگیری از رسیدن توپ به مناطق خطرناک وارد عمل شدند. چنین آماری به‌تنهایی تمام کیفیت دفاعی تیم را توضیح نمی‌دهد، اما وقتی در کنار مشارکت بازیکنان مختلف و نتیجه نهایی قرار می‌گیرد، تصویری از تلاش جمعی رئال ارائه می‌کند.

نکته مهم این بود که مورینیو توانسته بود بازیکنانش را به پذیرش این مسئولیت متقاعد کند. در تیمی با چنین ستاره‌هایی، آسان است که بازیکنان هجومی تمام توجه خود را به گل زدن معطوف کنند و وظایف دفاعی را به هم‌تیمی‌هایشان بسپارند. اما در ال‌کلاسیکو، رئال برای رسیدن به نتیجه به همکاری همه بازیکنان نیاز داشت و این همکاری در زمین دیده شد.

مثلاً از این نظر، می‌توان به یاد دیدار معروف اینتر مورینیو مقابل بارسلونا در سال ۲۰۱۰ افتاد؛ مسابقه‌‌ای که نظم دفاعی و فداکاری جمعی بازیکنان اینتر پس از ده نفره شدنشان، آن را به یکی از خاطره‌انگیزترین جدال‌های تاریخ لیگ قهرمانان اروپا تبدیل کرد. مقایسه این دو تیم به معنای یکسان بودن شیوه بازی آن‌ها نیست، بلکه یادآور یک اصل در فوتبال مورینیو است: در برابر تیمی که می‌تواند با حمله‌های پی‌درپی حریف را تحت فشار قرار دهد، انسجام دفاعی و مسئولیت‌پذیری جمعی می‌توانند به اندازه کیفیت مهاجمان تعیین‌کننده باشند.

لونین و اهمیت آماده‌سازی ذهنی برای یک شب بزرگ

یکی دیگر از بخش‌های مهم چنین مسابقه‌ای، آمادگی روانی بازیکنان است. وقتی تیمی مقابل بارسلونای فلیک قرار می‌گیرد، می‌داند که ممکن است برای دقایق طولانی زیر فشار باشد، توپ کمتری در اختیار داشته باشد و مجبور شود بارها برای جلوگیری از گل شدن توپ واکنش نشان دهد. در چنین شرایطی، تمرکز و اعتمادبه‌نفس بازیکنان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ به‌خصوص برای دروازه‌بان و مدافعان.

آندری لونین در شرایطی به عنوان دروازه‌بان اصلی رئال مادرید به میدان رفت که چند ساعت پیش از آغاز مسابقه، سایت رسمی رئال مادرید از ابتلای تیبو کورتوا سنگربان باتجربه این تیم به آنفلوانزا خبر داده بود. لونین در غیاب کورتوا باید اولین بازی فصل خود را در برابر بارسلونا و در نیوکمپ انجام می داد اما بدون شک هیچ‌کدام از هواداران مادریدی نمایش لونین را فراموش نخواهند کرد. او در این مسابقه ۵ مهار داشت که یکی از سرنوشت‌سازترین آنها، مهار ضربه سر جرارد مارتین تنها چند دقیقه بعد از دریافت گل تساوی بود. مهاری که رئال را در بازی نگه داشت و اجازه برتری در نتیجه را به تیم کاتالانی نداد.

Lunin Rescued Real Madrid in El Clásico لونین رئال مادرید را در ال کلاسیکو نجات داد


در این شرایط که بسیاری از هواداران مادریدی نگران غیبت کورتوا بودند، مورینیو با حفظ خونسردی خود به گلر اوکراینی اش اعتماد کرد و پس از نمایش مطلوب او و سوت پایان بازی، برای تشکر از لونین تا وسط چمن نیوکمپ را قدم زد. بدون شک مورینیو و آماده‌سازی روانی او در درخشش لونین سهم بسیار بالایی را ایفا کرده است.

ماموریت انجام شد: کوکوریا یامال را مهار کرد

در میان تقابل‌های فردی ال‌کلاسیکو، رویارویی لامین یامال و مارک کوکوریا نیز اهمیت زیادی داشت. یامال یکی از خطرناک‌ترین بازیکنان هجومی بارسلونا بود که در ۹ بازی قبلی خود در لالیگا ۸ گل و ۶ پاس گل ثبت کرده بود و توانایی او در دریبل‌زنی، عبور از مدافعان و ساختن موقعیت می‌توانست جریان مسابقه را تغییر دهد.

یامال پس از پیوستن کوکوریا ادعای جالبی را مطرح کرده بود:
” در اولین ال‌کلاسیکوی فصل کوکوریا را خواهم بلعید!”

یامال در این مسابقه پنج شوت زد، اما هیچ‌کدام در چارچوب نبود و نتوانست موقعیتی برای هم‌تیمی‌هایش خلق کند. بدون شک نقش کوکوریا در این نمایش کم تاثیر یامال پررنگ بوده است. این دو بازیکن در تابستان ۲۰۲۶ توانستند در قالب تیم ملی اسپانیا فاتح جام جهانی شوند. شناخت کوکوریا از حرکات یامال برای اولین نیست که توجه فوتبال‌دوستان را به خود جلب می کند.

Cucurella Won the Battle Against Yamal in El Clásico کوکوریا برنده جدال با یامال در الکلاسیکو


کوکوریا در جریان پیروزی ۳-۰ چلسی مقابل بارسلونا در فصل گذشته لیگ قهرمانان اروپا، بار دیگر یامال را از کار انداخته بود. در آن دیدار بارسا بیش از ۶۰ دقیقه از بازی را به دلیل اخراج ساده‌لوحانه رونالد آرائوخو ۱۰ نفره بازی کرده بود و بسیاری از کارشناسان برتری عددی آبی پوشان را عامل نمایش ضعیف یامال می‌دانستند اما نبرد نیوکمپ یک بار دیگر ثابت کرد که لامین یامال باید برای بازی‌های بزرگ راهی برای نمایش توانایی‌هایش پیدا کند.

امباپه؛ مردی برای لحظه‌ای که بازی به تصمیم نهایی می‌رسد

در نهایت، کیفیت فردی بازیکنان هجومی رئال بود که تلاش جمعی تیم را به پیروزی تبدیل کرد. کیلیان امباپه هر دو گل رئال مادرید را به ثمر رساند و نشان داد چرا حضور بازیکنی با توانایی‌های او می‌تواند برای تیمی که در بخش‌هایی از مسابقه تحت فشار قرار دارد، تعیین‌کننده باشد.
تصویر

گل نخست در دقیقه ۴۱ به ثمر رسید. دفع ناقص جرارد مارتین به امباپه برخورد کرد و توپ وارد دروازه شد تا رئال پیش بیفتد. بارسلونا در دقیقه ۶۱ با گل رافینیا بازی را به تساوی کشاند و بار دیگر این احتمال به وجود آمد که رکوردهای فلیک ادامه پیدا کنند.

اما رئال تسلیم نشد. در دقایق پایانی، جود بلینگهام با حرکتی تکنیکی توپ را به آردا گولر رساند و در ادامه، ادواردو کاماوینگا با عبور از مدافع بارسلونا زمینه گل دوم را فراهم کرد. امباپه نیز با تمام‌کنندگی خود، این حرکت را به گل پیروزی تبدیل کرد.

این گل، صدمین گل امباپه با پیراهن رئال مادرید بود؛ اتفاقی که شب درخشان او را به نقطه عطف دیگری در دوران حضورش در این باشگاه تبدیل کرد. اما اهمیت امباپه تنها به دو گلش محدود نمی‌شد. حضور مهاجمی با سرعت و توانایی تمام‌کنندگی او، برای دفاع حریف تهدیدی دائمی ایجاد می‌کرد و به رئال اجازه می‌داد حتی در شرایطی که توپ را کمتر در اختیار دارد، همچنان برای رسیدن به گل امیدوار باشد.

Mbappé Real Madrid’s Star in El Clásico امباپه ستاره رئال مادرید در ال کلاسیکو

مورینیو توانسته بود تیمی بسازد که در آن دفاع جمعی و استفاده از فرصت‌ها در تضاد با یکدیگر نبودند. رئال می‌توانست برای مدت طولانی با نظم دفاع کند و در عین حال، با چند حرکت سریع به دروازه بارسلونا برسد. امباپه مهم‌ترین مهره برای تبدیل این فرصت‌ها به گل بود.
بازگشت آقای خاص؛ فراتر از یک ال‌کلاسیکو

پیروزی رئال مادرید در نیوکمپ را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد: پایان رکورد خانگی بارسلونا، متوقف کردن شروع بی‌نقص فلیک در لالیگا، شکستن روند موفقیت‌های او در ال‌کلاسیکو و درخشش امباپه. اما هیچ‌کدام به‌تنهایی تمام ارزش این مسابقه را توضیح نمی‌دهند.

ارزش این پیروزی فقط در نتیجه بازی نیست؛ بلکه نظم و روحیه تیمی بالا رئال مادرید نشان از اتحاد رختکن رئال پس از مدت‌ها دارد. مورینیو توانست هم از نظر تاکتیکی و هم ذهنی تیمش را برای فتح نیوکمپ آماده کند و ارزش‌های پادشاه اروپا را برای بازیکنان تیمش یادآوری کند. مورینیو حالا بر اساس شایسته‌سالاری و نیازهای تاکتیکی‌اش از بازیکنان تیم استفاده می کند و نه اسم و شهرت و میزان دستمزد. او می‌تواند بدون از دست دادن رختکن، دو مدافع کناری تخصصی تیمش را روی نیمکت بنشاند و در انتها نقش اول بماند.

Jose Mourinho’s Press Conference as Real Madrid Manager کنفرانس مطبوعاتی ژوزه مورینیو سرمربی رئال مادرید

اما مورینیو در نیوکمپ یک پیام روشن فرستاد: او فقط به دنبال ساختن تیمی برای بردن یک مسابقه نیست؛ می‌خواهد رئال مادرید را به تیمی تبدیل کند که برای رقابت در بزرگ‌ترین شب‌های فوتبال اروپا آماده باشد. پیروزی مقابل بارسلونای فلیک، با تمام رکوردها و آمادگی‌اش، می‌تواند نخستین نشانه جدی از تحقق همین هدف باشد. همان گونه که در کنفرانس خبری پس از بازی این جمله را بر زبان آورد:

هدف رئال فقط پیروزی در ال‌کلاسیکو نبود، هدف ما قهرمانی در همه جام‌هاست…

فارغ‌التحصيل هنر، روایتگر دنیای فوتبال