منچستریونایتد؛ از وعده نجات رتکلیف تا کابوس شکستها
نگاهی به تصمیمات مدیران جدید منچستریونایتد
منچستریونایتد قرار بود با ورود جیم رتکلیف و اینئوس از چرخه شکستها، تصمیمهای اشتباه و مدیریت پرهزینه خارج شود.
وعده روشن بود: ساختاری حرفهایتر، نقلوانتقالاتی حسابشدهتر، مدیریت مالی منضبطتر و تیمی که دوباره برای قهرمانی بجنگد.
اما نزدیک به سه سال پس از توافق اولیه، تصویر باشگاه هنوز با آن وعده فاصله دارد.
در هفته هشتم لیگ جزیره، منچستریونایتد در اولدترافورد با نتیجه ۳ بر صفر مغلوب بورنموث شد.
گلهای رایان، مارکوس تاورنیه و اوانیلسون، شکست دیگری را به کارنامه مایکل کریک اضافه کردند؛ سرمربیای که تنها چند ماه پیش توانسته بود تیم را به رتبه سوم لیگ برتر برساند.
یونایتد با هفت امتیاز از هشت بازی لیگ، یکی از بدترین شروعهای چند دهه اخیر خود را تجربه میکرد و آینده کریک دوباره زیر سؤال رفته بود.
بااینحال، اگر قرار است عملکرد مالکان جدید را منصفانه بررسی کنیم، نباید تمام ماجرا را به شکست مقابل بورنموث یا وضعیت فعلی سرمربی محدود کنیم.
این پرونده از وعدههای پیش از ورود راتکلیف آغاز میشود و به تغییر مدیران، انتخابهای مربیگری، خرید و فروش بازیکنان، تعدیل نیرو، هزینههای سنگین و نتایج متناقض تیم میرسد.
مسئله اصلی این است: آیا اینئوس توانسته منچستریونایتد را از چرخهای که سالها گرفتار آن بود خارج کند، یا خودش هم به بخشی از همان چرخه تبدیل شده است؟
ورود رتکلیف؛ وعده اصلاح یک باشگاه بیمار
جیم رتکلیف در دسامبر ۲۰۲۳ برای خرید بخشی از سهام منچستریونایتد به توافق رسید و معامله در فوریه ۲۰۲۴ نهایی شد.
او و اینئوس حدود ۲۷٫۷ درصد سهام باشگاه را در اختیار گرفتند و مسئولیت اداره امور فوتبالی را پذیرفتند؛ اما خانواده گلیزر همچنان سهامدار عمده باقی ماندند. بنابراین، ورود رتکلیف به معنای خرید کامل باشگاه یا پایان کنترل گلیزرها نبود.
رتکلیف از همان نخستین مصاحبههایش تلاش کرد انتظارات را مدیریت کند. او در فوریه ۲۰۲۴ گفت:
“منچستریونایتد باید بهجای دویدن بهسوی راهحل اشتباه، قدمبهقدم به راهحل درست برسد. “
از نگاه او، مشکلات باشگاه با تغییر یک سرمربی یا خرید چند بازیکن حل نمیشد؛ مسئله به ساختار سازمانی و محیطی برمیگشت که در آن مربیان و بازیکنان فعالیت میکردند.
در واقع، از ابتدا قرار نبود تغییرات یکشبه اتفاق بیفتند. بااینحال، وقتی مدیری با چنین وعدهای وارد باشگاه میشود، باید بتواند در طول زمان نشان دهد تصمیمهایش به ایجاد ثبات منجر شدهاند.

بازسازی ساختار مدیریتی؛ شروعی با تغییرات گسترده
اینئوس بهمحض ورود، تغییرات مدیریتی را آغاز کرد. عمر برادا بهعنوان مدیر اجرایی به باشگاه پیوست و جیسون ویلکاکس مسئولیت فنی را بر عهده گرفت.
دن اشورث نیز پس از جدایی از نیوکاسل، در تابستان ۲۰۲۴ بهعنوان مدیر ورزشی منصوب شد. کریستوفر ویول برای فعالیت در حوزه استعدادیابی و جذب استعدادهای جوان به ساختار باشگاه اضافه شد.
این مدیران با تجربههای متفاوتی وارد اولدترافورد شدند.
برادا پیش از مدیرعاملی منچستریونایتد، مدیر ارشد عملیات فوتبال در گروه سیتی فوتبال بود و سابقه فعالیت در منچسترسیتی و بارسلونا را داشت.
ویلکاکس پیشتر مدیر فوتبال ساوتهمپتون و مدیر آکادمی منچسترسیتی بود.
اشورث نیز سابقه مدیریت ورزشی در نیوکاسل و برایتون و فعالیت در اتحادیه فوتبال انگلیس را در کارنامه داشت.
ویول هم پیش از پیوستن به یونایتد، در حوزه جذب بازیکن و استعدادیابی در باشگاههایی از جمله چلسی و لایپزیگ فعالیت کرده بود.
در بخشهای دیگر، راجر بل بهعنوان مدیر مالی جایگزین کلیف بتی شد و توبی کریگ مسئولیت ارتباطات را بر عهده گرفت.
دیوید بریلزفورد و ژانکلود بلان نیز در ساختار مدیریتی و نظارتی اینئوس نقش داشتند. بریلزفورد بهخاطر نقش خود در تحول دوچرخهسواری بریتانیا و مدیریت ورزشی مجموعه اینئوس شناخته میشد؛ بلان نیز سابقه مدیرعاملی یوونتوس و مدیریت اجرایی پاریسنژرمن را داشت.
در مقابل، ریچارد آرنولد و پاتریک استوارت از سمتهای قبلی خود کنار رفتند.
آرنولد پیش از مدیرعاملی منچستریونایتد، مدیرعامل اجرایی گروه باشگاه بود و در بخش بازرگانی فعالیت میکرد؛ استوارت نیز پیش از آنکه بهطور موقت مدیرعامل شود، مشاور ارشد حقوقی و مدیر امور حقوقی باشگاه بود.
این تغییرات قرار بود مسئولیتها را روشنتر کند و تصمیمهای فوتبالی را از مدیریت روزمره و تجاری باشگاه متمایز سازد.
در سپتامبر ۲۰۲۴، برادا و اشورث درباره سیاست نقلوانتقالات باشگاه توضیح دادند که خرید بازیکن باید با ارزیابی دقیق ارزش، نیازهای فنی و محدودیتهای مالی همراه باشد.
آنها از ضرورت پرهیز از پرداخت مبالغ نامتناسب و اهمیت پرورش بازیکنان آکادمی صحبت کردند. هدف این بود که یونایتد دیگر برای جبران هر مشکل، سراغ یک خرید گرانقیمت نرود.
اما نخستین ضربه بزرگ به همین ساختار تازه وارد شد. اشورث پس از حدود پنج ماه از باشگاه جدا شد. رتکلیف بعدها پذیرفت که استخدام او اشتباه بوده است.
اشورث پس از درخواست جدایی از نیوکاسل در فوریه ۲۰۲۴، چند ماه در دوره منع فعالیت ماند تا دو باشگاه بر سر غرامت به توافق برسند.
منچستریونایتد برای جذب او حدود ۲ تا ۳ میلیون پوند پرداخت کرد و او از ژوئیه ۲۰۲۴ کارش را آغاز کرد؛ اما تنها پنج ماه بعد، در دسامبر، با توافق دوجانبه جدا شد.
این جدایی زودهنگام، در کنار هزینه جذب و قطع همکاری، پرسشهایی درباره هماهنگی مدیران جدید و برنامه مدیریتی اینئوس ایجاد کرد.
این اتفاق، پیش از آنکه پروژه جدید فرصت تثبیت پیدا کند، پرسشهای جدی درباره فرایند انتخاب مدیران ایجاد کرد.
اشورث قرار بود یکی از ستونهای اصلی ساختار ورزشی باشد؛ فردی که در کنار ویلکاکس، برادا و سرمربی، برنامه بلندمدت تیم را شکل دهد.
جدایی سریع او نهتنها هزینه مدیریتی داشت، بلکه نشان داد حتی در پروژهای که با شعار تصمیمگیری حرفهایتر آغاز شده بود، انتخاب مدیران ارشد نیز میتوانست به اشتباه پر هزینه تبدیل شود.
رتکلیف بعداً اشتباهبودن این تصمیم را پذیرفت.
او در مصاحبه مارس ۲۰۲۵ درباره استخدام اشورث و تمدید همکاری با اریک تنهاخ گفت: “تصمیمهای مربوط به اریک تنهاخ و دن اشورث اشتباه بودند. فکر میکنم شرایطی وجود داشت که میشد آنها را توضیح داد، اما در نهایت اشتباه بودند. این را میپذیرم و بابتش عذرخواهی میکنم. “

اریک تنهاخ؛ تمدید قرارداد و عقبنشینی از تصمیم
تنهاخ نخستین سرمربیای بود که اینئوس باید درباره آیندهاش تصمیم میگرفت.
منچستریونایتد فصل ۲۰۲۳–۲۰۲۴ لیگ برتر را در رتبه هشتم به پایان رساند؛ نتیجهای که بهوضوح پایینتر از انتظارات باشگاه بود.
بااینحال، قهرمانی در جام حذفی انگلیس با پیروزی مقابل منچسترسیتی، موقعیت سرمربی هلندی را تغییر داد.
در تابستان ۲۰۲۴، مدیریت جدید تصمیم گرفت به همکاری با تنهاخ ادامه دهد و قرارداد او را تمدید کرد.
تنهاخ در آن مقطع گفته بود: “جاهطلبی مدیران جدید را احساس میکنم و از همراستایی درباره فلسفه بازی، تاکتیکها و ویژگیهای مورد نیاز بازیکنانم خوشحالم”.
این پیام قرار بود نشان دهد سرمربی و مدیریت تازه در مسیر مشترکی قرار گرفتهاند.
اما چند ماه بعد، همان همکاری به پایان رسید. شروع ضعیف فصل ۲۰۲۴–۲۰۲۵ و نتایج نامطلوب، فشارها را افزایش داد و تنهاخ در اکتبر ۲۰۲۴ اخراج شد.
رود فن نیستلروی بهعنوان سرمربی موقت هدایت تیم را بر عهده گرفت تا باشگاه برای انتخاب جانشین تصمیم بگیرد.
تمدید قرارداد تنهاخ و اخراج او در فاصلهای کوتاه، تنها یک اشتباه درباره سرمربی نبود.
این تصمیم بر برنامه نقلوانتقالات، نقش بازیکنان و مسیر تاکتیکی تیم اثر گذاشت. وقتی باشگاه ابتدا از یک پروژه حمایت میکند و سپس بهسرعت آن را کنار میگذارد، بازیکنان نیز با عدم قطعیت درباره آینده خود مواجه میشوند.

روبن آموریم؛ پروژهای که به پایان نرسید
روبن آموریم در نوامبر ۲۰۲۴ بهعنوان سرمربی جدید انتخاب شد. او با ایدههای تاکتیکی مشخص و تجربه موفق در اسپورتینگ لیسبون وارد انگلیس شد، اما اجرای سبک بازی مورد نظرش در منچستریونایتد با دشواریهای زیادی همراه بود.
ترکیب تیم برای اجرای سیستم او به بازنگری نیاز داشت و نتایج نیز بهاندازهای نبود که فرصت کافی برای آرامکردن فضای اطراف باشگاه را فراهم کند.
در مارس ۲۰۲۵، رتکلیف درباره بزرگی ماموریت بازسازی گفت که ابعاد چالش از آنچه در ابتدا تصور میکرد، بزرگتر بوده است.
او از ضرورت «مرتبکردن خانه» حرف زد و تأکید کرد که میخواهد ساختار باشگاه را دوباره به مسیر درست بازگرداند. در همان دوره، از آموریم حمایت کرد و گفت ترجیح میدهد انتقادها متوجه خودش باشد، نه سرمربی.
اما حمایت علنی با فراهمکردن ثبات عملی یکسان نیست.
آموریم در ژانویه ۲۰۲۶ از سمتش جدا شد و پروژهای که قرار بود به بازسازی بلندمدت تیم کمک کند، پس از حدود چهارده ماه به پایان رسید.
این جدایی پرسش دشواری را مطرح کرد: آیا انتخاب آموریم اشتباه بود، آیا ترکیب تیم برای روش بازی او مناسب نبود، یا مدیریت نتوانست شرایط لازم را برای اجرای یک پروژه تاکتیکی فراهم کند؟
احتمالاً مجموعهای از این عوامل نقش داشتند. بااینحال، وقتی دو سرمربی در فاصلهای کوتاه از باشگاه جدا میشوند، دیگر نمیتوان تمام مسئولیت را فقط به مربیها نسبت داد.

مایکل کریک؛ رتبه سوم، سپس بازگشت بحران
پس از جدایی آموریم، مایکل کریک هدایت منچستریونایتد را بر عهده گرفت و در ادامه بهعنوان سرمربی دائمی انتخاب شد.
فصل ۲۰۲۵–۲۰۲۶ برای او نقطه مثبتی بود: شیاطین سرخ با ۷۱ امتیاز در رتبه سوم لیگ برتر قرار گرفتند و سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را به دست آوردند. این نتیجه نشان داد تیم هنوز توانایی رقابت در سطح بالای فوتبال انگلیس را دارد.
اما رتبه سوم بهتنهایی به معنای حل مشکلات ساختاری نبود. شروع فصل ۲۰۲۶–۲۰۲۷ خیلی زود تصویر دیگری ارائه کرد.
منچستریونایتد در ۲۵ اکتبر در خانه با نتیجه ۳ بر صفر مغلوب بورنموث شد.
این شکست تنها یک باخت خانگی دیگر نبود؛ منچستریونایتد با کسب فقط ۷ امتیاز از ۸ بازی لیگ، در رده شانزدهم جدول قرار دارد.
همزمان، نشانههای اختلاف درون تیمی آشکار شده است: برونو فرناندز پس از انتقاد از تاکتیکهای مایکل کریک در شکست برابر کومو، روی نیمکت نشست و لیساندرو مارتینز نیز علناً از عملکرد مدیران باشگاه، بهویژه جیسون ویلکاکس، انتقاد کرد.
در چنین شرایطی، ابهام درباره هویت تاکتیکی تیم و ناهماهنگی میان کادر فنی، مدیران ورزشی و بازیکنان ارشد، بحران را از نتایج ضعیف فراتر برده است.
این وضعیت فشار بر کریک را افزایش داد، هرچند عملکرد فصل قبل او نیز بخشی از ارزیابی منصفانه است.
رتبه سوم فصل گذشته را نمیتوان نادیده گرفت؛ همانطور که شروع ضعیف فصل جاری را نمیتوان با موفقیت گذشته توجیه کرد.
مسئله این است که چرا منچستریونایتد هنوز نمیتواند پیشرفت را به ثبات تبدیل کند؟
اگر هر فصل با تغییرات گسترده و هر بحران با بحث اخراج سرمربی همراه باشد، بازسازی باشگاه همچنان ناتمام خواهد ماند.

نقلوانتقالات تابستان ۲۰۲۴؛ جوانسازی با هزینه بالا
تابستان ۲۰۲۴ نخستین پنجره مهم نقلوانتقالاتی در دوره مدیریت فوتبالی اینئوس بود.
منچستریونایتد لنی یورو را از لیل، جاشوا زیرکزی را از بولونیا، ماتیس دلیخت و نصیر مزراوی را از بایرن مونیخ و مانوئل اوگارته را از پاریسنژرمن جذب کرد.
سکو کونه نیز بهعنوان بازیکنی جوان به مجموعه باشگاه اضافه شد.
در سوی دیگر، چند بازیکن از ترکیب اصلی جدا شدند.
رافائل واران و آنتونی مارسیال پس از پایان قراردادشان جدا شدند. میسون گرینوود به مارسی فروخته شد، آرون وانبیساکا به وستهم پیوست و اسکات مکتومینی راهی ناپولی شد.
دونی فندهبیک، ویلی کامبوالا، فاکوندو پلیستری، هانیبال مجبری و آلوارو فرناندز نیز از جمله بازیکنانی بودند که در این دوره جدا شدند. جیدون سانچو هم بهصورت قرضی به چلسی رفت.
بااینحال، برای ارزیابی عملکرد اینئوس، مهمتر از تعداد خروجیها این است که تغییرات چه تأثیری بر کیفیت و توازن تیم گذاشتند.
از نظر ایده، جذب بازیکنان جوانتر و کنارگذاشتن برخی بازیکنان مازاد با هدف بازسازی همخوانی داشت. اما منچستریونایتد فصل ۲۰۲۴–۲۰۲۵ را در رتبه پانزدهم لیگ برتر به پایان رساند. این نتیجه نشان داد که تغییر ترکیب و جذب بازیکنان جدید، بهتنهایی برای بازگرداندن تیم به جمع مدعیان کافی نیست.
تابستان ۲۰۲۵؛ بازسازی خط حمله و خروج چند چهره مهم
منچستریونایتد در تابستان ۲۰۲۵ تلاش کرد خط حمله خود را تقویت کند. متئوس کونیا از ولورهمپتون، برایان امبومو از برنتفورد و بنجامین ششکو از لایپزیگ به تیم پیوستند. سنه لامنس نیز از رویال آنتورپ جذب شد تا رقابت در پست دروازهبانی افزایش پیدا کند.
در بخش خروجیها، کریستین اریکسن، جانی ایونز و ویکتور لیندلوف از ترکیب جدا شدند. ایونز پس از پایان دوران بازیگری، در نقشی مرتبط با توسعه بازیکنان و مدیریت انتقالهای قرضی در باشگاه باقی ماند.
لیندلوف راهی استون ویلا شد و اریکسن به ولفسبورگ پیوست.
تام هیتون نیز قرارداد یکساله جدیدی امضا کرد، دروازهبانی که با وجود سن بالا و جایگاهش بهعنوان گزینه سوم، همچنان در برنامههای باشگاه باقی ماند.
در میان خروجیهای مهمتر، مارکوس رشفورد برای فصل ۲۰۲۵–۲۰۲۶ بهصورت قرضی راهی بارسلونا شد، الخاندرو گارناچو به چلسی فروخته شد و آنتونی انتقال دائمی خود به رئال بتیس را تکمیل کرد.
راسموس هویلوند به ناپولی قرض داده شد و جیدون سانچو نیز برای یک فصل به استون ویلا رفت. آندره اونانا در سپتامبر بهصورت قرضی به ترابزوناسپور پیوست.
این تغییرات در مجموع دو هدف داشتند: تقویت خط حمله و کنارگذاشتن بازیکنانی که جایگاه مشخصی در برنامه بلندمدت تیم نداشتند.
پرسش اصلی این است که آیا بازیکنان جذبشده با نیازهای فنی تیم هماهنگ شدند و آیا ترکیب جدید توانست پیشرفت را به ثبات تبدیل کند؟

رشفورد؛ از کنار گذاشتهشدن تا بازگشت به منچستریونایتد
پرونده مارکوس رشفورد یکی از نمونههای قابلتوجه برای بررسی نحوه مدیریت بازیکنان در دوره اینئوس است.
او در دسامبر ۲۰۲۴ از برنامههای اصلی تیم کنار گذاشته شد و در ژانویه ۲۰۲۵ بهصورت قرضی راهی استون ویلا شد. در تابستان همان سال نیز انتقال قرضیاش به بارسلونا انجام شد.
رتکلیف در مارس ۲۰۲۵ درباره این جدایی گفت که از عملکرد رشفورد در ویلا خوشحال است و افزود: “او استعداد فوقالعادهای دارد، اما به هر دلیلی، در یکی دو فصل گذشته در منچستر شرایط برایش خوب پیش نرفت. “
طبق آمار ارائهشده برای فصل ۲۰۲۵–۲۰۲۶، رشفورد در مجموع رقابتها ۴۹ بازی برای بارسلونا انجام داد و ۱۴ گل و ۱۱ پاس گل ثبت کرد.
چنین آماری نشان میدهد او در محیطی متفاوت توانسته سهم قابلتوجهی در حمله داشته باشد؛ هرچند عملکرد خوب در یک تیم دیگر، بهتنهایی ثابت نمیکند که جدایی او از منچستریونایتد اشتباه بوده است.
رشفورد در تابستان ۲۰۲۶ به منچستریونایتد برگشت. این اتفاق بار دیگر باشگاه را با پرسشی قدیمی روبهرو کرد: او چه جایگاهی در برنامه فنی تیم دارد؟
برای ارزیابی این پرونده، باید فراتر از عملکرد فردی رشفورد رفت.
مسئله این است که آیا باشگاه میتواند نقش او را در یک برنامه فنی روشن تعریف کند و از تواناییهایش بهدرستی بهره ببرد یا بار دیگر ناچار خواهد شد درباره آیندهاش تصمیم بگیرد.

تابستان ۲۰۲۶؛ ادامه تغییرات در ترکیب و آکادمی
در تابستان ۲۰۲۶، منچستریونایتد بار دیگر ترکیب تیم اول و مجموعه بازیکنان جوان خود را تغییر داد.
منچستریونایتد در تابستان ۲۰۲۶ با جذب کارلوس بالبا، آندری سانتوس و یوری تیلمانس خط میانی خود را تقویت کرد.
همچنین کارل دارلو به عنوان دروازه بان و بهصورت آزاد و تاینان تامپسون از تاتنهام به جمع شیاطین سرخ پیوستند.
در میان خروجیهای تیم ، کاسمیرو پس از پایان قراردادش راهی اینتر میامی شد، انتقال قرضی راسموس هویلوند به ناپولی دائمی شد و تایرل مالاسیا به سینسیناتی پیوست.
آندره اونانا، آلتای بایندیر و رادک ویتک در مسیرهای متفاوتی از تیم جدا شدند؛ از جمله انتقالهای قرضی و دائمی.
در بخش آکادمی نیز تعدادی از بازیکنان جوان به تیمهای دیگر پیوستند یا بهصورت قرضی راهی باشگاههای دیگر شدند.
در نهایت، بازسازی زمانی نتیجهبخش خواهد بود که منچستریونایتد بتواند بهجای تکرار تغییرات گسترده در هر پنجره نقلوانتقالاتی، ترکیبی هماهنگ و باثبات بسازد. این همان معیاری است که باید عملکرد مدیریت جدید با آن سنجیده شود.

هزینهها و تعدیل نیرو؛ اصلاح مالی با پیامدهای واقعی
رتکلیف در مارس ۲۰۲۵ گفت وضعیت مالی باشگاه از آنچه تصور میکرده دشوارتر است. او به زیانهای چندساله، هزینههای عملیاتی بالا و ضرورت کاهش مخارج اشاره کرد و مدعی شد که بدون سرمایهگذاری تازه و اصلاح هزینهها، باشگاه میتوانست تا پایان سال ۲۰۲۵ با بحران نقدینگی روبهرو شود.
اینئوس برنامه کاهش هزینهها را با تعدیل نیرو و بازنگری در ساختار عملیاتی پیش برد. گزارشها از حذف حدود ۲۵۰ شغل در مرحله نخست و برنامه کاهش نیروی بیشتر در مرحله بعد حکایت داشتند.
این تصمیمها از سوی مدیریت بهعنوان بخشی از تلاش برای هدایت منابع به سمت فوتبال توجیه شدند، اما اثر آنها بر کارکنان و فرهنگ سازمانی نیز قابل چشمپوشی نبود.
گزارش سالانه باشگاه نشان میدهد هزینههای استثنایی در سال مالی منتهی به ژوئن ۲۰۲۵ به ۳۶.۶ میلیون پوند رسید؛ این مبلغ شامل هزینههای مربوط به تغییرات ساختاری، تعدیل نیرو و جدایی تنهاخ و برخی اعضای کادر فنی بود.
در سال مالی منتهی به ژوئن ۲۰۲۶ نیز ۸.۲ میلیون پوند هزینه استثنایی گزارش شد که بخشی از آن به جدایی آموریم و هزینههای باقیمانده بازسازی مربوط بود.
باشگاه در همان سال از فروش داراییهای ثبتشده بازیکنان نیز سود ۴۶.۹ میلیون پوندی گزارش کرد که بخش مهمی از آن به فروش گارناچو و انتقال دائمی هویلوند به ناپولی مربوط بود.
رتکلیف در همین دوره از دستمزدهای بالا و عملکرد برخی بازیکنان انتقاد کرد و نامهایی مانند کاسمیرو، هویلوند، اونانا، آنتونی و سانچو را در بحث بازیکنان به ارث رسیده از مدیریت قبلی مطرح کرد.
این اظهارات نشان میداد که او قراردادهای نامتناسب را بخشی از مشکلات مالی و ورزشی باشگاه میداند.
اما وقتی مدیریت جدید هم در استخدام اشورث و تصمیمگیری درباره تنهاخ اشتباهات خود را میپذیرد، روشن میشود که همه هزینههای این دوره را نمیتوان صرفاً به میراث گذشته نسبت داد.

چرا میتوان عملکرد اینئوس را فاجعهبار دانست؟
دلیل اصلی، یک شکست مقابل بورنموث یا حتی شروع ضعیف یک فصل نیست؛ مشکل در تکرار تصمیمهای اشتباه است که قرار بود با مدیریت جدید کمتر شوند.
اینئوس با وعده حرفهایتر کردن ساختار فوتبال وارد منچستریونایتد شد، اما پرونده تنهاخ نشان داد که ارزیابی اولیه و تصمیم نهایی درباره سرمربی تا چه اندازه میتواند از هم فاصله داشته باشد.
ماجرای دن اشورث نیز این پرسش را ایجاد کرد که چگونه مدیری که پس از مذاکرات طولانی جذب شده بود، تنها چند ماه بعد از باشگاه جدا شد. پایان همکاری با آموریم هم بار دیگر نشان داد که انتخاب مربی، بهتنهایی برای ساختن یک پروژه پایدار کافی نیست.
این تصمیمها فقط روی کاغذ باقی نماندند؛ هر تغییر مدیریتی یا فنی میتواند هزینه مالی، اختلال در برنامه نقلوانتقالات و سردرگمی درباره نقش بازیکنان ایجاد کند.
وقتی سرمربی تغییر میکند، ترکیبی که برای یک روش بازی ساخته شده ممکن است به بازنگری نیاز پیدا کند. وقتی مدیر ورزشی کنار میرود، مسئولیتها و اولویتهای برنامه فوتبالی نیز ممکن است تغییر کنند. در چنین شرایطی، حتی خریدهای قابلدفاع هم لزوماً به شکلگیری تیمی هماهنگ منجر نمیشوند.
تناقض مهمتر، همزمانی تأکید بر کاهش هزینهها با تکرار تصمیمهای پرهزینه است.
نمیتوان از انضباط مالی سخن گفت، در حالی که استخدام مدیران، انتخاب سرمربی و تغییر مسیر پروژههای فنی همچنان هزینههای تازهای به باشگاه تحمیل میکنند.
مسئله این است که مدیریت جدید در همان حوزهای که وعده اصلاحش را داده بود، یعنی تصمیمگیری حرفهای و ایجاد ثبات فوتبالی، چند بار ناچار به عقبنشینی شده است.
تا زمانی که انتخاب مربی، سیاست نقلوانتقالات و برنامه بلندمدت باشگاه در یک مسیر روشن و مداوم قرار نگیرند، تغییر مدیران، مربیان و کاهش هزینهها بهتنهایی نمیتوانند وعده بازسازی منچستریونایتد را محقق کنند.