آژاکس ۹۵؛ نسلی که بوسمن از هم پاشید
گاهی شکایتی کوچک، عواقبی به وسعت یک انقلاب دارد.
تصور کنید قرارداد ارلینگ هالند با منچسترسیتی به پایان رسیده است.
آیا این باشگاه همچنان میتواند برای انتقال او از تیم مقصد پول بخواهد؟
امروز پاسخ این سوال روشن است؛ اما فوتبال اروپا همیشه چنین قانونی نداشت.
برای پی بردن به اینکه این وضعیت چگونه تغییر کرد، باید به سال ۱۹۹۰ برگردیم؛
و ماجرای مردی را مرور کنیم که نام او،
بهاندازه ستارههایی که از مبارزهاش سود بردند، شنیده نشده است.
داستان بوسمن؛ انتقالی که انجام نشد
ژان مارک بوسمن، بازیکن بلژیکی، در سال ۱۹۸۸ به RFC لیژ پیوست. قرارداد او در تابستان ۱۹۹۰ به پایان می رسید. باشگاه برای تمدید قرارداد پیشنهادی ارائه کرد که دستمزد ماهیانه او را از ۱۲۰ هزار به ۳۰ هزار فرانک بلژیک کاهش میداد.
بوسمن این پیشنهاد را نپذیرفت و در فهرست فروش قرار گرفت؛ اما هیچ باشگاهی حاضر نشد مبلغ درخواستی لیژ را برای جذب او پرداخت کند. در همین شرایط، دانکرک فرانسه برای به خدمت گرفتن این بازیکن نامه زد
و دو باشگاه در ۲۷ ژوئیه ۱۹۹۰ بر سر انتقال قرضی یکساله با مبلغ ۱.۲ میلیون فرانک توافق کردند.
بااینحال، این توافق فقط روی کاغذ باقی ماند.
لیژ با تردید نسبت به توان مالی دانکرک، گواهی لازم برای نهایی شدن انتقال را ارسال نکرد. در نتیجه، قرارداد اجرایی نشد و بوسمن در ۳۱ ژوئیه از سوی باشگاه تعلیق شد.
او بهجای پذیرش این شرایط، تصمیم گرفت از باشگاه لیژ و اتحادیه فوتبال بلژیک شکایت کند؛ مبارزهای نهفقط برای خودش، بلکه برای حق آزادی انتخاب بازیکنان فوتبال در آینده.

اما چه کسی تصور میکرد اختلاف یک بازیکن با باشگاهش، به یکی از تاثیرگذارترین پروندههای تاریخ فوتبال تبدیل شود؟
از زمین فوتبال تا راهروهای دادگاه
بوسمن وارد نبردی حقوقی شد که نزدیک به پنج سال ادامه پیدا کرد.
سرانجام، در ۱۵ دسامبر ۱۹۹۵، دیوان دادگستری اروپا رای تاریخی خود را صادر کرد؛ حکمی که به نام این بازیکن شناخته شد. بر اساس این حکم، باشگاهها نمیتوانستند پس از پایان قرارداد یک بازیکن، برای پیوستن او به باشگاهی در کشور دیگری از اتحادیه اروپا، درخواست پرداخت مبلغ انتقال از سوی تیم جدید را داشته باشند.
همچنین قانون بوسمن محدودیت تعداد بازیکنان اروپایی در ترکیب تیمها را هم برداشت؛ برای مثال، قبل تر یک بازیکن هلندی در یک باشگاه ایتالیایی جزو سهمیه بازیکنان خارجی محسوب میشد. به این ترتیب، حکمی که در ابتدا آزادی بازیکنان شاغل در فوتبال اروپا برای انتخاب مقصد جدید پس از پایان قرارداد را تضمین میکرد، در سالهای بعد معادلات بازار نقلوانتقالات جهان را دگرگون ساخت.
اما این تغییر برای باشگاههایی که تا آن زمان ابزارهای بیشتری برای حفظ ستارههای خود داشتند،
چه معنایی داشت؟
آژاکس؛ قهرمانی در آستانه تغییر
برای درک بهتر پیامدهای این تصمیم، باید سراغ یکی از بزرگترین تیمهای فوتبال اروپا در آن دوران برویم:
آژاکس آمستردام.
باشگاهی که در سال ۱۹۹۵ با گل پاتریک کلایورت در دقایق پایانی فینال لیگ قهرمانان، میلان را شکست داد و قهرمانی اروپا را جشن گرفت.

تیم هلندی مجموعهای از استعدادهای درخشان را در اختیار داشت؛ از کلارنس سیدورف، مارک اورمارس، ادوین فندر سار و یوری لیتمانن گرفته تا ادگار داویدز، مایکل رایزیگر، پاتریک کلایورت و وینستون بوگارد.
نسلی که میتوانست سالها در بالاترین سطح فوتبال اروپا رقابت کند؛ اما فوتبال در حال تغییر بود و حفظ ستارهها در این دنیای جدید، دیگر مثل گذشته آسان به نظر نمی آمد.
تلاش برای حفظ ستارهها
مدیران آژاکس برای مقابله با این رخداد بی سابقه به تکاپو افتادند و تلاش برای تمدید قرارداد بازیکنان و حفظ شاکله اصلی تیم در دستور کار قرار گرفت. بااینحال، تغییر قواعد فوتبال کار را پیچیدهتر کرده بود.
لوئیس فنخال، سرمربی وقت آژاکس، درباره این بحران اظهار داشت:
«سازگار شدن با این شرایط بسیار دشوار بود؛ هیچکس از پیامد های واقعی آن تصمیم خبر نداشت. سعی کردیم فوراً قرارداد بازیکنان را تمدید کنیم، اما بسیاری از آنها تصمیم گرفتند با آزادی کامل از تیم جدا شوند.»
در میان این جداییها، یک باشگاه بیش از دیگران از تغییر شرایط سود برد.
میلان؛ شکارچی فرصت طلب
روسونری خیلی زود به مقصد محبوب بازیکنان نسل طلایی آژاکس تبدیل شد.
داویدز و مایکل رایزیگر در سال ۱۹۹۶ و یکسال بعد از آن ها، پاتریک کلایورت به همراه بوگارد راهی این باشگاه شدند.

تیمی که قهرمان اروپا شده بود، حالا ستارگانش را رایگان از دست میداد. آژاکس حتی در سال ۱۹۹۶ نیز به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسید؛ اما پس از تساوی یکبریک مقابل یوونتوس در وقت های قانونی و اضافه، در ضربات پنالتی شکست خورد.
پرونده بوسمن، درهای تازهای به روی فوتبال اروپا گشود؛ با این حال همه باشگاهها از این تغییر، سهم یکسانی نبردند.
پایانی که آغازگر بود
امروز، حق بازیکن در انتخاب آزادانه تیم بعدی پس از پایان قرارداد، بخشی از واقعیت فوتبال حرفهای است؛ حقی که روزگاری بدیهی نبود و یک نفر برای بهدست آوردنش، همهچیزش را به خطر انداخت.
پشت خط دفاع
اینجا
نقطه بیبازگشته.
شما قسمت اول از مجموعه “نقطه بیبازگشت” را مطالعه کردید.