سوکیبال | وقتی اسپانیا با پیروزی مقابل فرانسه به فینال جام جهانی ۲۰۲۶ رسید، بسیاری یک جمله را تکرار کردند: «این تیم، بوی اسپانیای ۲۰۱۰ را میدهد.» اما آیا واقعاً تیم لوئیس دلافوئنته همان تیمی است که ۱۶ سال قبل با هدایت ویسنته دلبوسکه قهرمان جهان شد؟
پاسخ ساده نیست. اسپانیای امروز نه نسخه تکراری نسل طلایی گذشته است و نه کاملاً از آن فاصله گرفته؛ بلکه تیمی است که همان هویت فوتبالی را با نیازهای فوتبال مدرن ترکیب کرده است.
بزرگترین شباهت این دو نسل، شخصیت تیمی آنهاست. همانطور که دلبوسکه تیمی ساخته بود که موفقیتش بر پایه اتحاد، نظم و کار گروهی شکل گرفته بود، دلافوئنته نیز تیمی ساخته است که در آن، سیستم از نام بازیکنان مهمتر است.
شاید بهترین مثال برای این موضوع، تصمیم دلافوئنته درباره پدری باشد. هافبک بارسلونا که یکی از بهترین بازیکنان فوتبال جهان است، پس از دیدار مقابل پرتغال جایگاهش را در ترکیب اصلی از دست داد و در دو بازی حساس مرحله یکچهارم نهایی و نیمهنهایی، فابیان روییز به جای او در ترکیب قرار گرفت.
این تصمیم در ابتدا برای بسیاری عجیب بود، اما روییز با عملکرد خود نشان داد که انتخاب دلافوئنته بیدلیل نبوده است. او با کنترل بازی، گردش توپ و ایجاد تعادل در میانه میدان، به یکی از مهرههای مهم اسپانیا تبدیل شد. این دقیقاً همان فلسفهای است که در اسپانیای ۲۰۱۰ نیز دیده میشد؛ جایی که حتی بازیکنان بزرگی مانند سسک فابرگاس و داوید سیلوا گاهی برای حفظ تعادل تیم، نقشهای متفاوتی میپذیرفتند.
با این حال، اسپانیای ۲۰۲۶ فقط نسخه جدیدی از تیم قهرمان ۲۰۱۰ نیست. تفاوت اصلی این دو نسل در سبک بازی دیده میشود. تیم دلبوسکه با مالکیت طولانی، گردش دقیق توپ و کنترل ریتم مسابقه شناخته میشد؛ تیمی که هسته اصلی آن با حضور ژاوی، اینیستا و ژابی آلونسو شکل گرفته بود.
اما اسپانیای دلافوئنته، با وجود وفاداری به مالکیت توپ، فوتبال مستقیمتر و سریعتری ارائه میدهد. این تیم فقط برای حفظ توپ بازی نمیکند، بلکه با پاسهای هدفمند، تغییر ریتم و حملات سریعتر تلاش میکند به دروازه حریف نزدیک شود.
از نظر مهرهها نیز تفاوت مهمی وجود دارد. اسپانیای ۲۰۱۰ پر از ستارههایی بود که در بالاترین سطح فوتبال جهان قرار داشتند؛ از ایکر کاسیاس و سرخیو راموس گرفته تا کارلس پویول، ژاوی، آندرس اینیستا، ژابی آلونسو و داوید ویا؛ بازیکنی که با پنج گل، بهترین گلزن اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۰ بود.
اما اسپانیای امروز بیشتر از آنکه به ستارههای فردی وابسته باشد، به ساختار تیمی خود تکیه دارد. میکل اویارزابال با پنج گل در این جام، یکی از مؤثرترین بازیکنان هجومی اسپانیا بوده، دنی اولمو با حرکت بین خطوط و خلاقیت خود نقش مهمی در حملات داشته و فابیان روییز نیز با نمایشهای اخیرش نشان داده است که مهرهای قابل اعتماد برای دلافوئنته است.
حتی بازیکن فوقستارهای مانند لامین یامال نیز در این تیم بیشتر در قالب یک سیستم موفق ظاهر شده است تا اینکه تمام بار موفقیت تیم روی دوش او باشد. این یکی از تفاوتهای مهم اسپانیای ۲۰۲۶ است؛ تیمی که منتظر درخشش یک بازیکن خاص نمیماند.
در این میان، رودری همچنان رهبر تاکتیکی اسپانیاست؛ بازیکنی که ریتم بازی را تنظیم میکند، فضاها را کنترل میکند و به تیم اجازه میدهد جریان مسابقه را در اختیار داشته باشد.
شاید به همین دلیل است که دلافوئنته در حال تکرار موفقیت دلبوسکه نیست، بلکه همان فلسفه قدیمی فوتبال اسپانیا را با نیازهای فوتبال امروز تطبیق داده است.
اگر اسپانیای ۲۰۱۰ با مالکیت، کنترل و کیفیت استثنایی خط میانی خود تاریخسازی کرد، اسپانیای ۲۰۲۶ همان هویت را با سرعت، انعطاف تاکتیکی و فوتبالی مدرنتر ادامه میدهد؛ تیمی که شاید از نظر تعداد ستارهها با نسل طلایی گذشته برابر نباشد، اما از نظر شخصیت، انسجام و باور به فوتبال تیمی، بیش از هر تیمی یادآور همان نسل فراموشنشدنی است.